top of page

روز ۶۶- خبرنگار بی رحم

  • Sep 9, 2015
  • 1 min read

نمی دونم باید از چی ساخته شده باشی که دلت بیاد یه موجودی رو که زندگیش رو گذاشته و دست زن بچه اش رو گرفته و فقط با یه امید...نه چیز بیشتر...یه امید، اومده به سرزمینت بزنی. اونم فقط با این تفکر زشت که قوم برتری.

حتما فیلم این خبرنگار مجارستانی رو ببینید که پناهنده ها رو لگد زده. یعنی من و دوست ژاپنیم نشستیم و گریه کردیم. من سرم درد گرفت اون نیز هم...سخته باور اینکه یه انسان می تونه پست باشه، تا این حد.

اینم گزارش فعالیت هفته گذشته، بازم بد نیست، نسبت به اینکه دو روز توی راه بودم.

 
 
 

Comments


این سی کیلوی اضافه...

join us

 for the 

PARTY

Recipe Exchange @ 9pm!

من یه زنم در آستانه سی سالگی که از تلاشها، دغدغه هام، شسکت ها در راه لاغر شدن می نویسم.

  • Google+ Social Icon
  • Instagram Social Icon
  • Pinterest Social Icon
  • images.png
  • myfitnesspal.png
من و می تونید اینجاها دنبال کنید
آرشیو موضوعی

© ۲۰۱۵ قصه ها و غصه های یک قلک بانو. Proudly Created with Wix.com

bottom of page